سه‌شنبه، مهر ۲۰

ورک شاپ لینا خسینا

لینا خسینا، طراح گرافیک، تصویرگر و هنرمند برجسته هنرهای تجسمی، متولد سال 1983 روسیه است و از سال 1999 در برلین زندگی و کار می کند.او فارغ التحصیل دانشگاه علوم کاربردی پوتسدام آلمان بوده و تا کنون در نمایشگاه های متعددی در زمینه تصویرسازی و طراحی گرافیک شرکت داشته است. از جمله نمایشگاه بین المللی «یک قدم مورچه ای در تصویرسازی» با مضمون بازی های سنتی کودکان سال 2008 در تهران. نمایشگاه کتاب لایپزیگ در سال 2008، نمایشگاه کتاب بولونیا در سال 2010، نمایشگاه بین المللی با موضوع «شیر» در سال 2010 در سنت پترزبورگ، او هنرمندی بسیار فعال و پویا است و در زمینه های بسیاری از هنرهای تجسمی از جمله تصویرسازی، طراحی گرافیک، طراحی ارتباطات، طراحی کتاب و طراحی پوستر فعالیت داشته است.او در سال 2005 موفق شد جایزه بهترین پوستر را در مسابقه طراحی «ما یک ملت هستیم» (اختصاص داده شده به پانزدهمین سالگرد اتحاد دو آلمان) از آن خود کند و در سال 2008 نیز جایزه نفر اول مسابقه طراحان جوان پوتسدام را از آن خود کرد.














و اما ارتباط آقای انصافی با این هنرمند از طریق نمایشگاه« یک قدم مورچه ای در تصویرسازی»( که گفتنی ست لینا خسینا در این نمایشگاه بازی های کشور خود را تصویرسازی کرده بود) در نهایت به برگزاری ورک شاپ لینا خسینا در تهران و در آتلیه هنرهای تجسمی سعید انصافی انجامید.















این ورک شاپ که در طی دو روز و در محل آتلیه سعید انصافی برنامه ریزی شده بود، در صبح روز چهارشنبه دهم شهریور با حضور لینا خسینا و جمعی از هنرجویان آتلیه با برنامه ریزی و مدیریت آقای سعید انصافی و خانم سحر بردایی شکل گرفت.

لینا خسینا در ابتدا به شیوه جالب و سنت شکنانه ای به معرفی خود پرداخت و از افراد نیز خواست تا به ترسیم تصویری از خود بپردازند که گویای شخصیت درونی آن ها باشد. سپس قالب مورد نظرش برای ورک شاپ را اینگونه توضیح داد:" برای من افتخار بزرگی ست که در این آتلیه یک روز پر تلاش را با شما سپری می کنم. در این دو روز که در پیش داریم تمرینات کوچکی با هم انجام خواهیم داد که شاید هم نتیجه ی مهمی نداشته باشند ولی در اصل اولین قدم یک پروسه را با هم برمی داریم، کاری که امروز اینجا با هم انجام خواهیم داد برای تصویرگران در مرحله اول بسیار مهم است. شاید قبلا به طور نا آگاهانه آن را انجام داده اید ولی اینجا با هم آن را آگاهانه انجام می دهیم."

در ادامه به توصیف ویژگی های زندگی کاری اش پرداخت که سخنانش حاوی توصیه هایی هنرمندانه به نسل جدید تصویرگران ما بود:" به نظر من برای یک تصویرگر خیلی مهم است که همیشه سفر کند و تجربیات جدیدی برای خود داشته باشد، سفر نه به قصد تفریح بلکه برای گسترش دادن افق دید و بهتر کردن زندگی! این یک چرخه است که وقتی چیزهای جدیدی می بینید در درون خود نیز به بینش جدیدی می رسید، باید توجه داشت که برای رسیدن به این هدف تنها لازم نیست مسافرت بروید بلکه با مطالعه و تماشای یک فیلم نیز می توان دنیا را دید.

به خاطر همین الان بودن من در اینجا برایم بسیار با ارزش است، بودن در جایی که فرهنگی متفاوت با فرهنگ جامعه من دارد. من چیزهای زیادی از شما، از فرهنگ و از دیدگاه تان نسبت به مسایل آموختم. از نظر من زندگی حرفه ای فقط این نیست که فرد خود را محدود به یک کار خاص کند بلکه باید در کارهای مختلف دست داشته باشد و خیلی در مورد زندگی کنجکاو باشد، نه تنها زندگی حرفه ای بلکه در مورد هر اتفاقی که در اطرافش رخ می دهد کنجکاو باشد. ما نباید به عنوان یک تصویرگر فقط در خانه بنشینیم و در افکار خود غرق شویم، بلکه باید هر اتفاقی را که در دنیا می افتد پویا و جالب توجه ببینیم و برای هر چیزی مسئولیت پذیر باشیم و هر اندازه که مسئولیت ما بیشتر باشد نتیجه ای که به دست می آوریم بهتر است."

لینا ورک شاپ خود را با ارایه چندین تز در مورد فرایند خلق یک اثر تجسمی ادامه داد و نحوه ایفای نقش چشم، مغز و دست(ارگان های مورد استفاده توسط هنرمند در خلق یک اثر تجسمی) را طی تمریناتی در رابطه به همان تز مورد بررسی قرار داد. این تمرینات بر آن بودند تا به افراد بیاموزند به صورت فردی و مستقل تر از آنی که همیشه عادت داشتند کار کنند ونیز در ضمن آن به تجربیات جدید تکنیکی برسند.

در تز اول او به افراد اظهار داشت تا فردیت خود را از دست ندهند و با احساسات شخصی خود و نه با تعاریفی از دیگران زندگی و کار کنند. سپس گروه شروع به کار نمودند و تجربیات جدید خود را در کادرهای مربعی کوچک به روی دیوارهای آتلیه آوردند.

تز دوم نیز حاوی نکات جدیدی بود.او از افراد خواست تا با تکنیکی که تا به حال تجربه کار کردن با آن را نداشته اند یا کار کردن با آن تکنیک خاص برایشان سخت بود کار کنند:" الان سعی می کنیم با وسایل تصادفی کار کنیم، دراین تمرین باید با وسیله ای که به شما داده می شود کار کنید، نه با وسیله ای دوست دارید . باید سعی کنید این تکنیک را منفی ندانسته و از مزیت های این وسیله استفاده لازم را ببرید و چیزهای جدیدی کشف کنید"






گروه روز پر کاری را پشت سر می گذراند و با انجام هر تمرین نتایج جالبی به دست می آمد، تمامی دیوارهای آتلیه پر از نمونه کار بود و در پایان هر یک از تمرینات افرادموظف بودند در مورد کار خود توضیح دهند. فضای حاکم در ورک شاپ به گونه ای بود که افراد را ترغیب می کرد کیفیت و خصوصیات جدید در کارشان را با دیدی ژرف بنگرند و جالب توجه است که در این میان خود لینا نیز نسبت به نتایج هرتمرین جدیدی که انجام می شد کنجکاو بود و به سان فردی آموزنده و نه ازموضع بالا، بلکه هم ردیف با یکایک هنرجویان، کارهایشان را نظاره می کرد و به تبادل نظر می پرداخت.روز دوم ورک شاپ نیز به همین روال کار خود را آغاز کرد و با ارایه تز آخر در رابطه با دیسپلین و نظم کاری افراد به ادامه تمرینات خود پرداختند. لینا در این رابطه گفت:" در هر پروسه ای حتی در پروسه های خلاقانه داشتن نظم و دیسیپلین اهمیت دارد. برای کسانی که هر روز به این آتلیه می آیند مشکل بزرگی نیست ولی برای کسانی که در خانه کار می کنند شاید کمی سخت باشد.می توانید یک سری قواعد برای خود تنظیم کنید و از آن تبعیت کنید. هزاران روش برای نظم بخشیدن به کارها وجود دارد که می خواهم به شما توصیه کنم تا حتی در زندگی خود برنامه داشته باشید.


در پایان آقای سعید انصافی به تشکر از لینا خسینا پرداختند و اظهار داشتند:" باعث افتخار من بود که ازطریق نمایشگاه بازی های سنتی با ایشان آشنا شدم.به این علت که هم به کار ایشان بسیار علاقه مندم و هم اینکه ایشان از خانواده هنرمندی هستند و بسیار خرسندم از اینکه در این هفته پر از کار و تلاش لینا را در ورک شاپ مان داشتیم. لینا در حال حاضر در برلین زندگی می کند ، جایی که مرکز هنرهای تجسمی دنیا محسوب می شود.برلین شهری است پر از گالری و فعالیت های مهم در عرصه هنرهای تصویری و از طریق لینا در این دو روز ما به این دنیا دسترسی پیدا کردیم. من از طرف بچه های آتلیه از ایشان تشکر می کنم و مطمئنا ایشان هم نقشی در تاریخچه آتلیه ما بر عهده خواهند داشت."

در پایان هدیه ای به رسم یادبود از طرف آتلیه به هنرمند اهدا شده و از او برای برگزاری ورک شاپ در دوره های آتی دعوت شد.

هیچ نظری موجود نیست: